خبری می آید ....
آری میدانم خبر آمد ورفت و نمی خواستم راجع به آن صحبتی کنم. ديگر احساس می کنم نسبت به واژه انرژی هسته ايی آلرژی پيدا کرده ام که آثارش احساس حماقت و بيچارگی و درماندگی است.

ولی چند روز پيش گزارشی از تلويزيون مشاهده کردم که مرا ترغيب به
نوشتن کرد. بله آن مصاحبه راحع به فايده ها و مزايای انرژی هسته ايی در صنعت و کشاورزی و پزشکی بود و مسئول مربوطه می فرمودند به هيچ وجه نبايد انرژی هسته ايی را از صنعت و کشاورزی و ... حذف نمود؟؟؟!!!
نمی دانم آنها راجع به مردم ساده و پاک ما چه نظری دارند؟ آيا آنجنان آنها را ساده می پندارند که هر چرندياتی را باور می کنند؟ چه کسی گفته که ايران بايد از استفاده از انرژی هسته ايی به صورت صلح آميز بازداشته شود؟ آيا کشورهای اروپايی که مسلما به دنبال مصالح ما نيستند اما، راضی شدند که در قبال توقف غنی سازی اورانيم و بازگشت ايران به ميز مذاکره کمکهای لازم را در مورد استفاده صلح آميز از انرژی هسته ايی به ايران انجام دهند، ما را وادار به حذف آن نموده اند يا سياستها و قدرت طلبی مسئولان ما و پنهان کاری 20 ساله آنها در مورد فعاليتهای هسته ايی خود از آژانس!!؟؟
نمی دانم آيا در صدا و سيما در مورد اين پيشنهاد کشورهای اروپايی و مفاد آن کوچکترين صحبتی با مردم شد تا لااقل خود انتخاب گر سرنوشت خود باشند يا آگاهانه به استقبال آينده بروند ؟؟
چه بگویم که تکرار مکررات است و چگونه بگویم که به بی دانشی متهم نشوم. چندين و چند روز پيش دولت همراه با صدا و سيما، يار هميشگی و فرزند خلف جمهوری اسلامی آنجنان در بوق و کرنا کردند که پای همه خبرنگاران داخلی و خارجی را به نطنز کشانيدند. و همه می پرسيدند اين خبر تازه چيست؟ آيا نصب و راه اندازی 3000 دستگاه سانتری فيوژ يا غنی سازی اورانيم در مقياس صنعتی يا ...
بالاخره 20 فروردين ماه آمد و رفت و خبر داده شد و علی رقم آنهمه هياهو آنجنان هم غير منتظره نبود. ولی چرا بايد در اين موقعيت حساس اينهمه سر و صدا به پا کرد؟ تنها برای مجاب افکار عمومی داخلی که آری با ما همراهی کنيد به مقصود می رسيم، راهی نمانده ، فقر و بدبختی را تحمل کنيد!! ولی سئوال اينجاست مقصود چيست ؟؟؟؟!!!!
نمی دانم تا چه حد به اهداف خود رسيده اند ولی اين را می دانم که چنين تبليغاتی در سطح جهانی در سال پيش در چنين روزی تصويب سه قطعنامه بين المللی که دو تای آنها تحريم عليه ايران بود را باعث شد و تبعات امسال را شايد در روزهای آتی شاهد باشيم . گويا در اين مملکت کسی نيست که در محاسباتش مردم را به شمار آورد ! کسی نيست که به فکر اصلاح و رشد کشورش باشد تا يا اتخاذ سياستهای درست و به جا نه با انواع و اقسام شوهای تلويزيونی وتبليغات که هيچ سودی را در دراز مدت برای کشورمان به دنبال ندارد باعث پيشرفت و آبادانی ايران شود!!؟؟ تا کی بايد به مردم دروغ گفت ؟ تا کی بايد به زور تبليغات و وعده وعيدهای هرگز به سرانجام نرسيده مردم را مشغول ساخت؟ و اگر در اين حد هم داد سخنمان بر نيايد که به چه درد می خوريم؟ نسلهای آينده در مورد ما چگونه قضاوت خواهند کرد؟
يادم هست که در مورد مردمان دوره قاجار هميشه از معلممان می پرسيدم چگونه شد که مردم راضی شدند زير بار پادشاهی ، شاهان فاسد و بی اراده آن زمان بروند؟ چگونه حاضر شدند تکه ايی از وطن خود را به بيگانه بدهند؟ چگونه کسی نبود تا در برابر آنها قد علم کند و بايستد؟ مردم کجا بودند؟ حال شايد بتوانم کمی آنها را درک کنم! وقتی حقيقت پنهان می شود و دروغ آنچنان با رنگ و لاآبی حقيقی تر از حقيقت رخ می نماياند وقتی آنچنان با عقايد تو بازی میکنند که خود در آن گرفتار می شوی ، وقتی آنقدر صبح و شام برايت دروغ را تکرار می کنند که انگار هيچ زمان حقيقتی وجود نداشته است ... ديگر سئوالی باقی نخواهد ماند.
اميدوارم با صحبتهای تکراری کسی را ناراحت نکرده باشم چه کنم که هر چه بگويم ناخودآگاه حول يک موضوع مشترک می چرخد وآن کشور من و توست .ايران عزيز ما .و هر آنچه باعث به خطر افتادنش شود دغدغه ساعتها و روزهای من است و لاجرم اين صفحات نيز از آثار آن مبرا نخواهد بود.
به اميد ايرانی آباد، آزاد و سربلند.