قشر خاص

در نوشته پيشينم از کوله پشتی ياد کردم و اينکه در نوع خود برنامه بی سابقه ايی  بوده است البته در محدوده خط قرمزهای نظام ، ولی دريغا که چنين سخنانی نيز برای آقايان گران آمد تا آنجا که به بهانه های مختلف آقای حسنی از کوله پشتی کنارگذاشته شد تا مردم بدانند که هر کس حتی آقای حسنی که سابقه درخشانی در مدح نظام داشته است نيز نمی تواند کوچکترين انتقادی به اين نظام معصوم عاری از گناه داشته باشد. و در اين همهمه وآشوب  ديگر شايد دستگيری و شکنجه جوانان و دانشجويان ما از جمله دانشجويان دانشگاه امير کبير زياد جای تعجب و گلايه ندارد که آنها سابقه طولانی در مبارزه با فساد اين رژيم  خودکامه داشته اند.

در اين خفقان و سکوت ، اوضاع نابسامان اقتصادی نيز در دولتی که با شعار مهرورزی و عدالت محوری خود را به صحنه کشاند  به جايی رسيده است  که میتوان افزايش قيمتها را روزانه شاهد بود از سهميه بندی بنزين نيز  چه بگويم که منافع آن تنها به جيب آدمهای سودجو يی رفت تا منبع درآمد جديدی داشته باشند وبا اين اوضاع ، زندگی مردم ما روز به روز دشوارتر می شود و به خاطر دارم سخن جناب آقای رئيس جمهور را که ما نبايد اجازه بدهيم پول بيت المال فقط صرف قشر خاصی از مردم شود و احتمالا پس از اين سالها از دوران رياست جمهوری ايشان می توان به اين نتيجه رسيد که اين قشر خاص حدودا 60 ميليون از جمعيت ما را شامل مي شود.

 

 

من هستم

به نام خدا

چند روزی است که ديگر قلم به دست نگرفته ام تا کمی از بار سنگين دردهايم را از دوش بردارم و آن را به زبان بياورم شايد از آن جهت که احساس می کنم اين کار تنها بهانه ايی است برای من تا به تصور اينکه گامی در راستای جلای ميهنم برداشته ام راضی و خشنود باشم و حال آنکه آيا براستی اين چنين است؟؟؟

نمی دانم ولی اين را می دانم که شايد از هيچ ، بهتر است پس باز خواهم نوشت.

در اين ايام اتفاقهای زيادی افتاد از جمله سخنانی در مورد دور جديد تحريمها و اينکه يکی از مفاد آن که انگلستان آن را تهيه کرده بود ممنوع کردن صادرات بنزين به ايران بود و چند روز بعد اعلام سهميه بندی کردن بنزين 2 ساعت قبل از اجرايی کردن آن که صفهای طولانی ، تشويش و نگرانی در مردم و آتش زدن چندين پمپ بنزين توسط مردم را در پی داشت که اين هم لوح درخشان ديگری در کارنامه آقای رييس جمهور بود.

و در هفته های پيش شوی تلويزيونی از آمريکايان ايرانی تبار در کانال يک تلويزيون جمهوری اسلامی که البته ديگر اتفاق جديدی در تلويزيون نيست را مشاهده کرديم. در اين برنامه که اعترافات اين افراد در انجام يک انقلاب نارنجی از طرف آمريکا در ايران را به نمايش گذاشته بود باز هم شاهد ميهمان نوازی ما ايرانيها بوديم که آنچنان اين افراد در زندان به راحتی و آرامش زندگی می کرده اند که خانم هاله اسفندياری بسيار مرتب و حتی کمی هم آرايش کرده در جلوی دوربين ظاهر می شوند که من نمی دانم اين همه ظاهر سازی برای آشکار کردن حقيقت بود يا پنهان کردن آن!!؟؟

و درروزهای بعد  مصاحبه جالب و ديدنی آقای حسنی با رادان و مرتضوی در برنامه کوله پشتی که در نوع خود بی نظير بود. گر چه من به علت برنامه هايی که از آقای حسنی ديده بودم که به شدت مدح و ثنای برخی آقايون را می کرد ديگر برنامه های ايشون را نگاه نمی کردم ولی کاملا تصادفی برنامه ايشان با آقای رادان را ديدم و بسيار لذت بردم. ديدن چنين برنامه هايی در تلويزيون به طوری که حتی  آقايان زبان به گله و شکايت از آن گشودند جای تعجب داشت.

اتفاق ديگر حذف تيم ملی ايران از مسابقات جام ملتهای آسيا که جای تاسف بسيار داشت و رسيدن تيم عراق آنچنان که در مقاله قبلی نيز اشاره کردم که جای تعجب فراوان داشت.

و بالاخره امروز که روسها اعلام کردند ساخت نيروگاه بوشهر يک سال ديگر به طول خواهد انجاميد ، در صورتيکه  آنها تعهد داشته اند مدتها پيش آن را به پايان برسانند واين در حالی است که ما هنوز بدون داشتن نياز به سوخت هسته ايی با توجه به آماده نبودن نيروگاه ، ماه هاست که به تحمل تحريمهای شورای امنيت مجبور شده ايم..