جنگ...
جنگ اين کابوس ملتها، اين خاطره ايی که کسی سعی در به خاطر سپردنش نمی کند اين نتيجه قدرت طلبيها و خودکامگيهای عده ايی که با خود اتفاقات ديگری را نيز به دنبال دلرد
بيماری ، ويرانی، فرزندان بی مادر، مادران بی فرزند، زنان بی شوهر، شوهران دور افتاده از وطن، قحطی گرسنگی و البته آدمهای سودجو،آدمهای وطن فروش و ...
ترس، وحشت، ناامنی، دلهره، و نگرانی از اين که آيا می توان صبح فردا را ديد و در اين وانفسا فکرکردن به آينده مضحک و خنده دار است.
برای مردم کشور ما چندان واژه غريبی نيست که 19 سالی بيشتر نيست که از اين بلای خانمان سوز رهايی پيدا کرده ايم ولی شايد برای برخی آقايان که از دور دستی بر آتش داشته اند و شايد در پرتوی آن صاحب اموال و پولهايی نيز شده اند زشتی آن از ياد رفته باشد.
|
|
علائم و صداهايی که هر يک در زمان جنگ مفاهيم خاصی را در پی داشتند : آژير زرد،خطر نزديک است احتياط، چشم های نگران، گوشها به زنگ تا آژير بعد چه خواهد بود؟
آژير قرمز، نفسها حبس، قلب در تنگنای سينه آنچنان می تپد که گويی می خواهد خود را رها سازد، سکوت و انتظار که پايانی برای آن نيست و صدای انفجار از دور و نزديک ...
و بالاخره آژير سفيد که گر چه نشانه خوبی است اما دلهره ديگری را به دنبال دارد ترس از دست دادن عزيزی ، دوستی، همسايه ايی ...
و در اين هياهو تنها دغدغه هر کس زنده ماندن است چون همه مشکلات يک توجيه دارد و آن جنگ است.
هنوز آثار اين هجوم را در گوشه گوشه اين خاک می بينيم هنوز بيوه های بی شوهرکه شوهرانشان قربانيان جنگ بوده اند در جای جای اين سرزمين زندگی می کنند ..
و ما هنوز پس از اين همه سال هر روز با يک بحران تازه روبرو هستيم.
نمی دانم پس از تکرار اين لحظات برای مردم ما در روزها و ماه ها و سالهای متمادی آيا حال وقت آرامش و امنيت و پيشرفت نيست؟
چند روزی از تصويب مرحله دوم تحريمهای شورای امنيت عليه ايران نگذشته بود که مساله دستگيری و بازداشت 15 نفر از نظاميان انگلستان مطرح شد که پس از گذشت چندين روز همچنان در بازداشت به سر می برند!
نمی دانم کدام طرف حقيقت را می گويد از طرفی سابقه خراب مسئولان کشور و صدا و سيما در کتمان حقايق و از طرف ديگر انگليسيها که به هر حال خارجی هستند باعث می شود تا نتوانيم با قاطعيت حقيقت را بفهميم ولی حتی با اين فرض که نظاميان انگليس در آبهای ايران دستگير شده اند باز هم بازداشت اين افراد بدون دادن هيچ اخطار به آنها تا از آبهای ايران خارج شوند يک عکس العمل شديد و غير منطقی می باشد.
و ادامه بازداشت و آزاد نکردن آنها در اين موقعيت حساس ايران که بايد سعی در جلب اعتماد جهانيان کند چه سودی برای ايران می تواند داشته باشد؟؟!!
نمی دانم اين سلسله مراتب اشتباهات سياستمداران ما تا کی ادامه خواهد داشت؟؟
متاسفانه اين اقدامات نه تنها هيچ کمکی به ما نمی کند بلکه نگاه بی اعتمادی جهان را نسبت به ما عميق تر و گسترده تر می نمايد و انسان را به اين تفکر وامی دارد که چرا تمام اقدامات ما در راستای دامن زدن به اين توهمات و اتهامات است ؟ چرا مقامات ايران هيچ تلاشی در راستای بهبود روابط با جهان نمی کند؟ آيا مقامات ايران در حال تحميل جنگ به دنيا است؟ آيا ايران در صدد است هيچ راه حل ديگری غير از جنگ و رويارويی نظامی برای کشورهای ديگر باقی نگذارد؟ آيا 8 سال بدبختی و بيچارگی برای مردم ما کافی نبود؟ چه کسی از بروز يک جنگ ديگر سود خواهد برد؟ آيا مشکلات معلمان، مشکلات زنان وتساوی حقوق آنان ، نارضايتی مردم از دولت و عدم پايبندی دولت به تعهدهای خود و .. و مشکلات بسيار ديگردر پرتو جنگ ناديده و ناچيز شمرده می شوند؟ آيا جنگ بهانه ايی است تا ضعفها و بی لياقتی عده ايی پوشيده شود؟
آيا يک راهپيمايی آرام برای مخالفت با تصميمات گرفته شده با سرپرستی گروهها و احزاب داخلی مخالف با سياستهای اتخاذ شده يک واکنش معمول نيست؟ آيا باز هم بايد ساکت بود؟ آيا تنها مسائلی که می تواند مردم ما را به خيابانها بکشاند مسئله قدس و فلسطين ومشکلات مردم در فلان کشور خارجی است؟
اينها همه سوالاتی است که بايد پاسخی برای آنها يافت. اميدوارم زمانی به فکر پاسخ نباشيم که ديگر بسيار دير شده باشد.
