چند روزی بيش به انتخابات دهمین دوره رياست جمهوری باقی نمانده است و تقريبا همه جا سخن از آن می رود. در ذهنم کلمه ها و جمله ها شناورند اما از به زبان آوردن آنها قاصرم که چه بگويم و چگونه که سخنی تازه باشد و کلمات همچون شمعی در تاريکی چهره انديشه ام را نمايان سازند.

شايد در زمانی نه چندان دور بر اين باور بودم که شرکت در چنين انتخاباتی که تنها افرادی کاملا مشخص و به قولی محرم می توانند تاييد صلاحيت شوند که يکی دو نفرشان هم با چهره ايی کمی متفاوت جلوه نمايي می کنند تا تنور انتخابات يا همان انتصابات را داغ کنند تنها مهر تاييدی است بر تمامی سياستهايی که در پشت پرده در جريان است واين تنها دل بستن به شخصیتهايي است که عروسکهای خيمه شب بازی بيش نيستند. اگر چه هنوز می پندارم که اگر نه همه، ولی بسياری از تصوراتم درست است اما ديگر قادر به پذيرش رييس جمهوری به فضاحت و وقاحت احمدی نژاد نيستم که نه تنها شان و مقام ايرانی را دردنيا به نهايت سقوط رساندبلکه حتی پا را فراتر نهاد و ميراث نياکان ما را که آب و خاک و نام اين سرزمين است رانيز به تاراج گذاشت.

اگر تنها مشکلات ما وضعيت وخيم اقتصادی  و اجتماعی بود اگر بد رفتاری و شکستن حرمت اشخاص بود اگر مشکل تن دادن به محدوديت های اجتماعی و حجاب اجباری بود اگر حتی مشکل نان شب ما بود شايد می شد آن را به جان خريد و مهر شرکت در چنين انتخاباتی را در شناسنامه جای نداد اما زمانی که پای خاک تو در ميان است زمانی که چشم بيگانه و خودی غريب تر از آن به دنبال دست اندازی به آن است ديگر بايد سکوت را فرياد زد . وقتی رييس جمهور کشورت که بايستی حامی خاک و جان تو باشد کسی که ياوه گويان مشت بر دهان آمريکا و اسراييل می زند اما در برابر چند کشور عرب سر تعظيم فرود می آورد زمانی که به راحتی و فقط برای آنکه از شعار تبليغاتی انرژی هسته ايی حق مسلم ماست برای انحراف اذهان استفاده کند آبهای دريای مازندران را حق مسلم ما نمی داند زمانی که نام خليج هميشه فارس را به هزار و يک بهانه مورد تعرض قرار میدهد يا در برابر تعرض به آن سکوت می کند ديگر چگونه می توان چنين رييس جمهوری را تحمل کرد.

و در اين وانفسا، براستی انتخاب بين بد و بدتر بسيار زجر آور و به همان اندازه مضحک است.ا  بله مير حسين موسوی تنها اميد ماست که او خود را يار خمينی می خواند. خمينی، کسی که به مانند تمام ديکتاتور ها از کشتن لذت می برد و راحت تر از آنها دروغ می گفت. گرچه، اواز اتحاد اقوام ايرانی و عزت هر ايرانی در دنيا داد سخن می دهد و آینده پاسخ تمام اين ابهامات و پرسشها است. به هر صورت  هر چه هست مسلما از احمدی نژاد که از پول نفت برای خريدن رای مردم استفاده می کند و مردم را گداهای خانه پدری تصور کرده و ايران را به ورطه سقوط رسانيده است صدها بار بهتر است.

نمی دانم ولی اميدوارم به قول رضا فاضلی مرحوم که روحش گرامی باد خرد بر مردمان اين سرزمين چيره شود و همگان به سوی انديشيدن رهنمون گردند تا پس از صد ها سال ديگر از اين منجلاب انتخاب بين بد و بدتر رهايي يابيم و بهترينها را برگزينيم تا بار ديگر ايران عزيزمان نه بر شانه نياکانمان که اين بار بر دستان ما به روزهای اوج و افتخار خود بازگردد که تا اين جاودانه خاک بر پاست، ما هستيم.