ایران .. سرزمین من
پس از مدتها دوری و مشغله های زندگی و در اين اوضاع حساس کنونی دوباره باز دست به قلم برده ام تا شايد چند کلمه ايی بنويسم از اين روزگار غريب. دراين مدت دورادور در جريان اتفاقات پيرامونم بوده ام . هرزگاهی تلويزيون جمهوری اسلامی را نگاه می کنم ودر اين اواخر که چه عرض کنم ، از قبل از 22 بهمن شاهد انواع و اقسام تبليغات آنها در هر زمينه ايی که تصورش را بکنيد بوده ام و در اين ميان از ديدن شعارهای ميهن دوستانه نيز که برای ترغيب مردم به شرکت در انتخابات و تظاهرات 22 بهمن و يا به قول مجری تلويزيون خودشان که در مصاحبه با احمدی نژاد ناخواسته واقعيت را گفت، کشاندن مردم به پای صندوقهای رای، بی نصيب نبوده ام.با خود گفتم که چه جالب که ما روزهايی شبيه به اين داريم تا جمهوری اسلامی برای فريب ملت ساده لوح، يادی نيز از ايران کند و اين در حالی است که دير زمانی از سفرجناب ريس جمهور بسيار محترم از عراق نمی گذرد که مردم عراق با فرياد شط العرب ، شط العرب به استقبال ايشان آمدند و کمی قبل تر، اجلاس کشورهای عربی خليج فارس که تنها از کلمه خليج به جای خليج هميشگی فارس نام می برند و حتی قدم را فراتر گذاشته و از واژه دروغين خليج العربی استفاده می کنند و ريس جمهور محترم با افتخار از شرکت در آن اجلاس ياد می کند ويا در موردی ديگر می توان از گردهمايی کشورهای حوزه دريای خزر و کاهش 11 درصدی سهم ايران نام برد ، آن زمانهاست که متوجه می شويم برای اين قماش ميهن و وطن چه کلمه غريب و نا آشنايی است. از جمله دستاوردهای ديگر دولت احمدی نژاد می توان حمله به زنان و دانشجو يان و کارگران و معلمان تحت عنوان جرم کليشه ايی تشويش اذهان عمومی و مبارزه بر ضد امنيت ملی ، حمله به جوانان و زنان زيرلوای مبارزه با بد حجابی و .. ، زير سوال بردن تماميت ارضی ايران، دادن پولهای کلان از جيب مردم به گروهکهای تروريستی در عراق و لبنان و فلسطين، نه تنها عمل نکردن به وعده های توخالی و پوچ آوردن پول نفت به سر سفره های مردم بلکه گرفتن حتی نان از سر سفره ملت و .. را نام برد.شايد در هر کجای دنيا تنها اتفاقا ت همين چند سال برای براندازی و سرنگون کردن هر دولت و حکومتی کافی بود ولی چرا اين دولت و حکومت علی رغم اعتراضات بسيار همچنان پابرجاست؟؟شايد اين سوال را بايد از خودمان بپرسيم . به سر ما چه آورده اند که در برابر اين همه دروغ و نيرنگ و فريب هنوز سکوت اختيار کرده ايم نمی دانم ولی شايد درست باشد که ما ايرانيها انسانهای خودخواهی شده ايم که فقط به خودمان و نفع خودمان می انديشيم.از آن گروهمان که به خاطر نفع و خوشی خودمان حاضريم به کشوری سفر کنيم و سرمايه گذاری نماييم که چشم ديدن ايران عزيزمان را ندارد و خليج هميشگی فارس آن را با نامهای جعلی ديگر می نامد و انواع تبليغات را از دبی و امارات کنيم تا آن کسان ديگر که از ترس کنکور و کاردولتی و هزار و يک بهانه ديگر که خودشان را راضی می کند حاضر به شرکت در انتخابات و تظاهرات و هر کار ديگر می شوند همه به نوعی خودخواهيم و اگر در اين ميان فرياد مبارزی مثل کانال يک و آقای همايون و دوستانش به صدا درآيد حاضر به کوچکترين کمکی به آنها نيستيم باز هم از ترس …بدبختانه برای ما وطن فقط يک کلمه است برای زينت دهانمان ، برای سوء استفاده های تبليغاتی تلويزيونمان ، برای لحظه های با خود بودن و تنهاييمان و اگر کمی فراتر از اين بود شايد زمانی که آبهای شمالش و يا نامهای جنوبش مورد تهاجم
بيگانه قرار مي گرفت اينچنين بی تفاوت از کنار آن نمی گذشتيم …