هنری دیگر از دولتی دیگر
مدتها است می خواستم چيزی بنويسم ولی قلم ياری نمی کرد و دست دل به نوشتن نمی سپرد. شايد آنها نيز ديگر نااميد شده اند شايد نوشتن را کاری بی فايده و بی ثمر ديده اند ، شايد دست هوای مشت شدن کرده است و قلم به جای کاغذ، قلب را هدف خود می بيند . ولی من، من شايد نتوانم .برای من نوشتن روشی برای درد دل کردن است راهی برای آرامش يافتن است. بی ريا و دور از هياهو ، تنها با خود در ميان صدها غريب آشنا ، بسيار آشنا تر از آشنايان غريب.
و بعد از اين همه مقدمه و فلسفه اصل مطلب همان مشکلات اين سرزمين است. امروز از اخبار شنيدم که قيمت هر بشکه نفت حدود 90 دلار است و انتظار می رود که همچنان روند صعودی خود را ادامه دهد و اين در حالی است که افزايش قيمتها و تورم در مملکت ما همچنان بيداد می کند و جالب تر آنکه صدای اعتراضی نيست که بگويد پس اين درآمد اضافه نفت اين پول حاصل از صرفه جويی بنزين صرف چه چيزی می شود ؟
شاهان قاجار چه خوب اين مردم را شناختند که اگر می خواهی بر ايرانيان حکومت کنی آنها را گرسنه نگه دار!
و در اين اوضاع نابسامان اقتصادی ، سياستمداران ما نيز در خراب کاری در حوزه فعاليتی خود از هيچ اقدامی کوتاهی نکرده اند. بله در هفته پيش پيرو جلساتی که برای حل مسائل دريای خزر بين 5 کشور ساحلی دريا برگزار شد که صحبت از ۱۱ تا ۲۰درصد سهم ايران در ميان بود و اين در حالی است که سهم ايران قبل از فروپاشی شوروی 50 درصد بوده است و اين چه توجيهی می تواند داشته باشد جز يک دليل که آن هم حق مسلم ماست بله انرژی هسته ايی!
و در اين آب گل آلود اين روسها هستند که از ايران استفاده دو جانبه می کنند هم از ايران بابت حمايت از آن باج می گيرند وهم از آمريکا بابت حمايت نکردن از ايران و ما بارها قربانی اين روسها شده ايم و درس نگرفتيم و ابلهانه خود را به دست خود در راهی بی بازگشت رهسپار کرده ايم.
بيداد از اين همه ظلم فرياد از اين همه جهل،
شکايت از چه کنم
حکايت از که کنم
که خود به دست خود آتش بر دل خون شده نگران زده ام.