اينجا ايران است.اين سرزمين ما است . قسمتی از وجود ماست. تکه ايی از اين گيتی که چه بسيار غم هاو شاديها را تجربه کرده است. در طول تاريخ چه افتخارات و چه ناکاميهايی را مشاهده کرده است ، چه مردان و زنان غيوری را به خود ديده است.

نسلهای بسياری از انسانها در دوره هايی از زمان در اين سرزمين می زيسته اند که هر يک به نوبه خود در آبادانی يا ويرانيش موثر بوده اند .

اينجا ايران است و اين سرزمين من است و حال دوران زندگی من ، و ما نسل امروز ايرانيم و به همين اندازه مسئول در برابر آن که آيندگان در مورد ما نيز قضاوت خواهند کرد.

مرا ببخش اگر جای جای خاک تو را غم و اندوه فرا گرفته است اگر جشن و پايکوبی در اين سرزمين گناه است و همه جا مردم را به غم و اندوه و  گريه وزاری تشويق می کنند وبه دنبال کوچکترين بهانه ايی برای راه اندازی دسته های سينه زنی و عزاداری اند.

مرا ببخش اگر دين من دامی است برای تواگر دين من بهانه ايی است برای اسارت مردم تو اگر دين من بازيچه ايی است در دست  بی دينان بیگانه از تو.

مرا ببخش اگر زنهای تو اينگونه به حقارت کشيده می شوند اگر غرور مردان تو زير پای از خدا بي خبران خرد می شود.

مرا ببخش اگر سيستان و بلوچستان تو روزها است در زير سيل مدفون است و کسی غيرت و همت کمک به اين ستمديدگان را از اين دولت مدعی حقوق مستضعفان ندارد. اگر دريای مازندران تو به اين سادگی  به بيگانه واگذار می شود اگر حقوق مردم تو در دستان مردم کشورهايی ديگر به وسيله ايی برای کشتار تبديل می شود.

مرا ببخش اگر مردمی از خاک تو در بيرون از مرزهايت جا مانده اند در غربتی که شايد حال وطنشان است و حق ورود به خانه پدری خود را ندارند و بيگانگانی در اين سوی مرزها  که اين خاک برايشان هيچ ارزشی ندارد.

مرا ببخش اگر آزادی در خاک تو به اسارت برده شده است صداقت به دار کشيده شده است و همه چيز تنها با پول محک زده می شود.

مرا ببخش اگر کسی  به عنوان رئيس جمهور دولت حاکم بر تو انتخاب شده است که کوچکترين دانشی در هيچ زمينه ايی جز فريب دادن مردم ندارد .مرا ببخش اگر مردمان سرزمين تو هنوز هم ساده لوحانه خام حرفهای پوچ تهی مغزان دهن گشاده می شوند.

مرا ببخش اگر ملت تو در کشوری که خليج هميشگی فارس را با نام ديگری می خواند بله تنها در دبی 400 ميليارد دلار سرمايه گذاری می کند.

ای سرزمين من اگر نمی توانم در راستای آزاديت قدم موثری بردارم مرا ببخش...